آرشيو وبلاگ دانلود ها
آمار وبلاگ چهار شنبه 16 فروردين 1391برچسب:, :: 18:24 :: نويسنده : ali & mehdi
در دنیا مردمانی چنان هستند، که خدا را به جز نان، نمی بینند. کسی که پر از عشق است، پر از خود خدا است. خدا همین جا در خانه ما است، این ما هستیم که برای قدم زدن بیرون رفته ایم. حتی اگر همه چیز در این دنیا خوب و کامل بود، ما باز هم به خدا نیاز داشتیم، زیرا خوبی و کمال از خداست. کار من این نیست که به خود فکر کنم، کار من این است که به خدا فکر کنم، خدا خودش به من فکر میکند. خداوند نه فردیت دارد، نه جدایی. چنین هم نیست که بگوییم بعضی چیزها مال اوست و بعضی چیزها مال او نیست. همه چیز از اوست و به او باز میگردد. به ظاهر بی احساسی خدا به صورت رنج دادن بندگانش، بخشی از انضباط زندگی با ایمان است. شکیبایی با دیگران، عشق است، شکیبایی با خود، امید است، شکیبایی با خدا، ایمان است. بعضی از بزرگ ترین هدایای خداوند، دعاهای بی جواب است. زندگی هدیه خدا به تو. طرز زندگی کردن تو، هدیه به خدا. هیچ شگفتی ای جادویی تر از شگفتی محبوب بودن نیست، انگشت خداست، بر شانه کسی که دوستش دارند. هر قدر کسی بیشتر خود را ابزار کار خدا قرار دهد، خدا برای کار کردن با آن ابزار آماده تر است. اگر قلم بر خلاف جهت دست حرکت کند، کمتر می توان نوشت. اما چگونه خدا را خواهید شناخت، در حالی که خود را نمی شناسید؟ دست خیر داشتن در ملا عام خوب است، اما خیرات در خلوت بهتر است و کفاره گناهان تان خواهد بود. خداوند به همه اعمال شما آگاه است. . . .
اما چگونه خدا را خواهید شناخت، در حالی که خود را نمی شناسید؟
منبع: کتاب من + لبخند = خداوند نظرات شما عزیزان:
|
||
نويسندگان
پيوندها
آخرين مطالب
|
||
![]() |